
به گزارش خبرنگار تابناک از لرستان، عصر بود عصرِ یک روز پس از عاشورا آفتاب سرخگون و بیرمق ردای وداع بر شانههای استوار زاگرس میانداخت و سایهها بلند و کشیده بر خیابانهای خرمآباد پهن میشدند هوا سنگین از بغضی بود که از دیروز از عصر عاشورا در گلو مانده بود.
دیروز صبح عاشورا حسین و علی به اربابشان پیوستند و امروز در عصرگاهی که خود روضهای مجسم بود شهر برای وداع با آنان به پا خاسته بود، این تشییع نه در هیاهوی صبح که در سکوت و سنگینیِ غروب برگزار میشد گویی آسمان و زمین دست به دست هم داده بودند تا شام غریبانِ این دیار را طولانیتر کنند.
موج جمعیت آرام و باوقار اما با دلی طوفانی در حرکت بود شانهها زیر بار دو تابوت نمیلرزید زیر بار کوهی از غیرت و مظلومیت خم شده بود، دیگر فریادها جای خود را به نالههایی عمیق و اشکهایی بیصدا داده بودند صدای نوحهخوان در میان مویههای مادران لُر گم میشد که برای جوانان رشیدشان حسینوار و علیاکبروار ضجه میزدند.
اینجا دیگر زمان و مکان در هم آمیخته بود دیروز شهید حسین موسوی و شهید علی بازگیر در میدان جهاد علیه کینه صهیونیستی در حین پاکسازی خاک وطن به مولایشان علیاکبر (ع) اقتدا کردند و پیکرشان «ارباً اربا» شد و امروز در امتداد همان عصرِ خونین پارههای تنشان بر دوشهای مردم به سوی آرامگاه ابدیشان روانه بود.
خورشید که به آغوش افق میخزید انگار بر این پیکرهای مطهر آخرین بوسه را میزد این دو جوانمرد این دو پاسدار حسینی سپر بلای مردمی شدند که دیروز در امنیت عزاداری کردند و امروز در امنیت فرزندانشان را به خاک سپردند.
یکی «حسین» نام داشت و دیگری «علی» حسین در روز حسین (ع) به شهادت رسید و در عصرِ پس از عاشورا تشییع شد علی پارهپیکر به علیاکبرِ ارباب پیوست آنها با خون خود نه بر صفحه تاریخ که بر قلب این سرزمین نوشتند راه حسین (ع) ادامه دارد.
غروب امروزِ لرستان فقط یک غروب نبود ادامه همان عصر عاشورایی بود که هنوز به پایان نرسیده است خورشید غروب میکرد، اما این دو ستاره به آسمان ابدیت پر کشیده بودند تا چراغ راه آیندگان باشند.
سلام بر شما که در عصرگاهِ یک روزِ پس از عاشورا شهر را به کربلایی دیگر بدل کردید، سلام بر بدنهای پارهپارهتان که در غروبی سرخ به آغوش خاکِ سرخِ وطن سپرده شدید سلام بر شما که در کنار اربابتان تا ابد آرام گرفتید.
گزارش پگاه دالوند
/ص/