به گزارش خبرنگار تابناک از لرستان، طنین آژیر آمبولانسها و فریادهای کمکخواهی که از دل یک حادثه برمیخیزد تنها در گزارش ثبت نمیشود بلکه به جهان درونی خبرنگار نیز نفوذ میکند.
کابوسهای شبانه پس از پوشش یک فاجعه، تصویر چهرههای مضطرب خانوادهها که در ذهن حک میشود و احساس تنهایی در تحریریهای که همه به دنبال آمار و مصاحبه بعدی هستند تجربهای مشترک، اما ناگفته در میان اهالی رسانه است.
بسیاری از خبرنگاران بهویژه در حوزههای اجتماعی و حوادث در خط مقدم اطلاعرسانی با رنج عریان انسانی مواجهاند در حالی که سپر دفاعی روانیشان بهمرور زمان ترک برمیدارد، شاید خطرناکترین پیامد این مواجهه شکلگیری یک بیحسی دفاعی باشد جایی که خبرنگار برای ادامه کار از شنیدن اخبار تلخ شوکه نمیشود و تنها به فکر یافتن «تیتر بهتر» است این بیتفاوتی که برای بقای روانی ایجاد شده خود به یک بحران عمیقتر تبدیل میشود همان فرسایش تدریجی آن بخش از انسانیت که لازمهی اصلی این حرفه یعنی همدلی است.
ترومای ثانویه یک آسیب شغلی، نه یک ضعف شخصی
برای درک علمی این پدیده با دکتر آرش امینی روانشناس و پژوهشگر حوزه استرس شغلی گفتوگو کردیم.
دکتر امینی اظهار کرد: ترومای ثانویه یا آسیب نیابتی، آسیب روانی عمیقی است که فرد به دلیل شنیدن یا دیدن تجربیات تروماتیک دیگران متحمل میشود.
وی افزود: این پدیده با استرس عادی شغلی متفاوت است چون مستقیماً جهانبینی، باورها و حس امنیت فرد را هدف قرار میدهد خبرنگاران، وکلا، مددکاران اجتماعی و کادر درمان، بیش از همه در معرض این آسیب قرار دارند.
دکتر امینی معتقد است که مکانیسم این آسیب در خبرنگاران بسیار پیچیده است و بیان کرد: خبرنگار فقط یک راوی بیطرف نیست او برای تهیه یک گزارش اثرگذار باید با سوژه همدلی کند، درد او را بفهمد و آن را به مخاطب منتقل کند این فرآیند همدلی دروازه ورود تروما به روان خبرنگار است.
این پژوهشگر عنوان کرد: مواجهه مستمر با تصاویر دلخراش و غم بیپایان بازماندگان روح را فرسوده میکند و علائم این فرسودگی شامل اضطراب، افسردگی، اختلال در خواب و پرخاشگری است.
فرهنگ قوی باش؛ سکوت سازمانی در برابر یک بحران
امینی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا این بحران روانی در فضای رسانهای تا این حد نادیده گرفته میشود گفت؟ پاسخ در یک فرهنگ نانوشته اما قدرتمند نهفته است، فرهنگ «قوی باش» در این فضا ابراز خستگی روانی یا بههمریختگی عاطفی اغلب نوعی ضعف یا غیرحرفهایگری تلقی میشود ترس از قضاوت، برچسب خوردن یا حتی تنزل شغلی به بخشهای کماسترستر خبرنگاران را به سکوت و پنهانکاری وامیدارد.
پژوهشگر حوزه استرس شغلی این فرهنگ سازمانی را بزرگترین مانع برای بهبود دانست و تصریح کرد: رسانهها در قبال سلامت روان خبرنگاران خود مسئولیت مستقیم دارند همانطور که برای خبرنگار جنگ، جلیقه ضدگلوله تهیه میکنند باید برای خبرنگاری که حوادث و بحرانها را پوشش میدهد نیز ابزارهای سلامت روان فراهم کنند این ابزارها شامل برگزاری کارگاههای مدیریت استرس، دسترسی آسان و محرمانه به مشاور و ایجاد فضایی امن برای گفتوگو است.
وی افزود: مدیران رسانه باید بپذیرند که سلامت روان خبرنگار یک سرمایهگذاری برای کیفیت رسانه است نه یک هزینه اضافی.
از خود مراقبتی تا مسئولیتپذیری رسانهها
خبرنگاران نمیتوانند تا ابد منتظر تغییرات ساختاری بمانند خودمراقبتی اولین گام است.
ایجاد مرز بین زندگی شخصی و کاری، داشتن تفریحات غیرمرتبط با شغل و کمک گرفتن از متخصص از راهکارهای فردی حیاتی است، اما این کافی نیست ما خبرنگاران یاد گرفتهایم برای دیگران فریاد بزنیم، اما برای درد خودمان سکوت کنیم.
شاید وقت آن رسیده که در روز خبرنگار یک گزارش هم برای خودمان بنویسیم گزارشی درباره زخمهایی که دیده نمیشوند اما عمیقتر از هر جراحت دیگری بر روح ما باقی میمانند.
این گزارش، تلنگری است به مدیران رسانهها و خود خبرنگاران، روز خبرنگار تنها روز ستایش از شجاعت و سرعت در اطلاعرسانی نیست بلکه روزی برای یادآوری این حقیقت است که پشت هر خبر، انسانی نشسته است با تمام پیچیدگیها، قدرتها و شکنندگیهایش، انسانی که برای روایت کردن داستانهای جهان نباید داستان سلامت روان خود را ببازد.
گزارش پگاه دالوند
/ص/